عطا ملك جوينى
263
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
از اردو « 1 » باز رسيدند و يرليغ مقدّر بر ترغيب و ترهيب رسانيدند و تولاك « 2 » بهادر در صحبت ايشان آمده بود بدين اسم كه اگر ركن الدّين مطاوعت مىكند به حكم فرمان روى ببندگى نهد و تولاك « 3 » باسم باسقاقى در غيبت او محافظت ولايت مىكند ، ركن الدّين چون در رفتن از كوتاهانديشگى تقاعدى مىنمود و خوفى داشت تلعثمى « 4 » كرد و گرد تعلّل برآمد و وزير خويش شمس الدّين گيلكى و پسر عمّ پدر خود « 5 » سيف الدّين سلطان ملك بن كيا بو منصور را « 6 » در مصاحبت ايلچيان به حضرت روانه كرد در هفدهم شعبان و ذكر عذر و مدّت « 7 » مهلت طلبيدن با سر گرفت و مثالى دو فرستاد كه نايبان او از گرد كوه و قهستان ببندگى پادشاه آيند و عبوديّت و ايلى كنند ، اين دو نفر مذكور در حدود رى ببندگى حضرت رسيدند ، و چون رايات پادشاه بولايت لار و دماوند كشيدند « 8 » از آنجا شمس الدّين گيلكى را
--> خواهد بود كه ملاقات بين سفير خورشاه و هولاكو آنجا روى داده بوده منتهى از كثرت تصحيف نسّاخ حالا حدس زدن اصل آن مشكل است ، - نسخهء ح « در شعبان » غلط صرف است ظاهرا چه اگر صدر الدّين در اوايل شعبان بنزد ركن الدّين يعنى بالموت مراجعت كرده بوده پس ملاقات او قبلا با هولاكو در همان ماه ما بين خبوشان و بسطام تقريبا متعذّر خواهد بود ، امّا نسخهء ح « در بيلقان » واضح است كه غلط فاحش است چه بيلقان شهرى بوده در ارّان در شمال رود ارس قريب ده دوازده فرسخ در مشرق شوشهء حاليّه و گفتيم كه هولاكو در آن تاريخ ما بين خبوشان و بسطام بوده است و بينهما بعد المشرقين ، ( 1 ) كذا فى م س ، باقى نسخ : باردو ، ( 2 ) كذا فى آ س ، ب : تولاك ؟ ؟ ؟ ، ج ى ل : تولك ، د : تولال ، ز : تولالى ، ح : بولال ، ل و جامع طبع كاترمر 184 : توكل ، جامع b 121 : نولالى ، ( 3 ) كذا فى ب ز ى م س ، آ : تولاك ؟ ؟ ؟ ، ج : تولك ، د : تولال ، ح : تولال ؟ ؟ ؟ ، ل : توكل ، ( 4 ) كذا فى ج س ، آ : بلعثمى ؟ ؟ ؟ ، - تلعثم بمعنى توقّف و تأنّى و مكث و ترديد و نحو ذلك است ( لسان ) ، ( 5 ) ج ل م : و پسر عمّش ، ( 6 ) ح م : كيا منصور را ، ( 7 ) ب د ح : مدّتى ، ( 8 ) ح : كشيد ، د س : رسيد ،